آخرين مطالب
پيوندها
                                      بقا از آن اوست                              

     به منظور پاسداشت مقام شامخ هنرمند محقق فرزانه،مرحوم استاد نياز محمد محمد نيازي،پدر فرش تركمن ، همايشي با عنوان << یاد استاد >>، با همكاري فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران، برگزار مي شود. از عموم اهالي فرهنگ و هنر و هنر دوستان منطقه براي شركت در اين مراسم دعوت بعمل مي آيد.

 زمان: شنبه ۴/۲/۱۳۸۹  ساعت ۱۶

مكان: گنبد كاووس-بلوار دانشجو- خيابان هنر - مجتمع فرهنگي هنري اداره ي فرهنگ و ارشاد اسلامي گنبد كاووس.

                                                           ستاد برگزاري مراسم يادمان استاد نيازي  

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در سه شنبه 1389/01/31 و ساعت 11:7 |

بَهارْلو، نام یک گروه ایلی ـ عشیره‌ای ترک زبان و طایفه‌ای از طوایف کنونی ایل خمسه در فارس. نام این گروه را بولالّو نیز آورده‌اند. برخی بهارلو را نام دیگر ایل بارانی یا بارانلو(نک‍: ایرانیکا، II/483 ، به نقل از مینورسکی؛ EI2 ؛ قس: سومر، I/24، که یکی دانستن بارانلو و بهارلو را ناشی از یک اشتباه می‌داند)و برخی دیگر بهارلو و روملو را یکی دانسته‌اند(مجیرشیبانی، 79، 81).
برخی نیز براین گمانند که این گروه نام از قلعۀ بهار یا قریۀ بهار امروزی در 13کیلومتری شمال همدان و مرکز بخش سیمینه‌رود همدان گرفته است. این منطقه از سدۀ 6ق/12م مقر سلیمان شاه پسر بِرچِم ایوایی، رئیس قبیلۀ یوه یا ایوه یا ایوا، گروهی از ترکمانان غز، و یکی از تکیه‌گاههای مهم قراقویونلوها بود. ایشان مراکز و نقاط حساس آذربایجان و همدان و کردستان را درتصرف داشتند(حمدالله، 107؛ پرهام، 520؛ EI2 ؛ سومر، I/14, 23). انتساب قراقویونلوها به یکی از طوایف ایوه مؤید وجود خویشاوندی عشیره‌ای بین ایشان است. روابط حکام قراقویونلویی با همدان نیز حضور نسل ایواییهای قراقویونلو در منطقه را تأیید می‌کند(نک‍: سومر، EI2;I/14).

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 13:34 |

بَهادُر، به معنای پهلوان و دلیر، شکل فارسی شدۀ واژۀ مغولی با ـ آتور «کهن»، باغاتور «نو»، این دو نیز، خود برگرفته از واژۀ ترکی باتیر، باتور است.
اگرچه دگرگونی واژۀ ترکی باتور، باتیر به آتور، باغاتورمغولی(نک‍: منکغولون...، 42 ؛ بلوـ بزان، 30؛ اُرقون، III/104 ؛ کلاوسن، 313). براساس قاعده‌ای کهن، یعنی تکرار نخستین مصوت واژه و تبدیل نخستین آن دو مصوت به «غ» در دورانهای بعدی است، همانند تبدیل قان، خان به قاآن و قاغان، اما یک نام خاص ترکی در سنگ نبشته‌های ترکی عهد گوک ترکها، تورکوها(توکیوها در زبان چینی)به صورت باغاتور چیگشی آمده است(ارقون، II/96)که تبدیل باتور، باتیر به باغاتور در یکی از شاخه‌های زبان ترکی و سپس درآمدن این صورت واژه به زبان مغولی را محتمل می‌سازد. همان‌گونه که دیگر شدۀ قان به شکل خاقان، پیش از صورت مغولی آن در زبان ترکی به کار می‌رفته، و در روزگار کهن‌تر به زبانهای ایرانی، فارسی میانه(فره‌وشی، 137)، ختنی(بیلی، II/94)و فارسی دری(حدود...،81)راه یافته است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 13:29 |

تاریخِ بِیْهَقی، کتابی به فارسی در تاریخ غزنویان از ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (د 470ق/1077م). بیهقی خود این اثر را به سادگی «تاریخ» خوانده، و در عباراتی چون «می‌خواهم که دادِ این تاریخ به تمامی بدهم» (ص 11)، «پس از آنکه این تاریخ آغاز کرده بودم به هفت سال» (ص 86)، «در تاریخی که می‌کنم، سخنی نرانم که‌آن به‌تعصبی و تزیّدی کشد» (ص 221-222) و «اگر کاغذها و نسختهای من همه به قصد ناچیز نکرده بودندی، این تاریخ از لونی دیگر آمدی» (ص 381)، این عنوان را به کار برده است. اما مورخانی که از آن یاد یا نقل و اقتباس کرده‌اند، به صورتهایی گوناگون به آن اشاره نموده‌اند، ازجمله: تاریخ آل محمود (بیهقی، علی، 20)، تاریخ ناصری (همو، 175؛ قزوینی،1/296؛ منهاج، 1/225؛ نیز نک‍‌‍‍ : صفدی، 3/20)، کتاب یمینی (حمدالله، 391)، مجلدات (همانجا)، مجلدات ابوالفضل (فرشته،1/22)، تاریخ آل سبکتگین(حاجی‌خلیفه، 1/282؛ نیز نک‍ ‍: نفیسی، درپیرامون...،1/5، 17، 20، 85، 173، 332،‌2/1014؛قزوینی، همانجا

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 13:21 |

تَحْقیقُ ما لِلْهِنْد، شاهکار ابوریحان‌ بیرونی(ه‍ ‌م) که‌ در آن حاصل تحقیقات ارزندۀ خود دربارۀ همۀ مظاهر فرهنگ و تمدن هند را گرد آورده است. بیرونی این کتاب را به خواهش ابوسهل عبدالمنعم بن علی بن نوح تفلیسی نوشته است تا «یاری دهنده باشد آنان را که هوای مناقضت هندوان دارند و اندوخته‌ای آنان را که می‌خواهند با آنان همسخن شوند» (نک‍ : ص5). بسیاری از خاورشناسان نامدار، این اثر را نخستین اثر دربارۀ هندشناسی، مردم‌شناسی و دین‌شناسی تطبیقی یا حتى تنها اثر از این دست تا روزگار نو دانسته،‌ و همواره از آن به عنوان یکی از مهم‌ترین مآخذ تاریخ فرهنگ و تمدن هند بهره برده‌اند. نام کامل این اثر «فی‌تحقیق ما للهند من مقولة/مقبولة فی العقل او مرذولة» در واقع بیت شعری عربی است. این کتاب نزد مؤلفان دورۀ اسلامی با عناوینی چون آراء الهند و در میان پژوهشگران معاصر با عناوینی چون تاریخ الهند، کتاب الهند یا «[کتاب] هند بیرونی1» شهرت یافته است

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 13:14 |

تَجارِبُ الْاُمَم، عنوان یکی از مشهورترین منابع تاریخی، نوشتۀ ابوعلی مسکویه (ه‍ م)، مورخ، فیلسوف، پزشک و ادیب پرآوازۀ ایرانی.
تجارب ‌الامم تاریخ عمومی جهان، و مشتمل بر اخبار و رویدادها از آغاز تا روزگار مؤلف است. در برخی از منابع نام این کتاب را تجارب الامم و عواقب الهمم (ابوسلیمان، 347؛ رودراوری، 5؛ قس: امین، 10/96، که دنبالۀ نام کتاب را تعاقب الهمم آورده است) ضبط کرده‌اند، ولی چنان‌که مؤلف خود در مقدمۀ کتاب تصریح کرده (نک‍ ‍: چ امامی، 1/ 49) و بسیاری منابع دیگر نیز همان را آورده‌اند (مثلاً نک‍ ‍: ابن اثیر، 7/ 118؛ قفطی، 331؛ ابن خلکان، 2/191)، نام اصلی کتاب تجارب الامم است (در برخی منابع صورت کوتاه شدۀ التجارب نیز دیده می‌شود؛ مثلاً نک‍ ‍: صفدی، 8/ 109) و احتمالاً کاتبان به پیروی از سجع‌گرایی معمول در نام‌گذاری کتابها، خود عبارت تعاقب الهمم را افزوده‌اند (امامی، 1/35). گرچه ابوعلی در مقدمۀ کتاب پادشاه ممدوح خود را بسیار می‌ستاید، اما به نام او تصریح نمی‌کند (چ امامی، 1/ 49-50)؛ با این‌همه، از آنجا که خود را کارگزار ویژۀ ممدوح دانسته (همانجا)، و شرح رویدادها را نیز تا 369ق/ 979م، یعنی اواخر پادشاهی عضدالدوله (324-372ق/936-982م) پی گرفته، پیدا ست که کتاب به نام همین پادشاه نامدار آل‌بویه(ه‍ م) مصدّر شده است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 13:8 |

تاشْ فَرّاش، سپهسالار و امیر نامدار عصر غزنوی (مق‍ ح 429ق/1038م). نخستین‌بار در منابع از تاش فراش در حوادث سال 421ق یاد شده است که وی همراه مسعود غزنوی در اصفهان بود و همان‌جا خبر درگذشت سلطان محمود را دریافت کرد. مسعود که به تازگی علاءالدولۀ کاکویه را از اصفهان رانده بود، می‌خواست تاش فراش را که از یاران و مشاوران خاص بود، به حکومت آنجا برگمارد، اما پس از مرگ محمود، به عللی علاءالدوله را حکومت آنجا داد و خود با تاش فراش به خراسان رفت(بیهقی، 12-14؛ قس: نفیسی، 1/73؛ نیز نک‍ ‍: ه‍ د، آل کاکویه).

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 12:59 |

تاریخِ جَهانْگُشای‌، اثر مشهور و معتبر عطاملک جوینی (ه‍ م)، از دبیران و امیران نامدار عصر هولاکوخان.
تاریخ جهانگشای بجز اهمیت تاریخی، از لحاظ ادبی نیز بسیار مهم است و نمونه‌ای برجسته‌ از نثر فنی، مصنوع و فاخر دبیرانۀ پارسی در سدۀ 7ق/13م به شمار می‌رود. پس از جوینی ابن‌بی‌بی، مؤلف الاوامر العلائیة و وصّاف شیرازی، مؤلف تجزیة الامصار و تزجیة الاعصار شیوۀ او را ادامه دادند. وصاف که دنباله‌رو و ذیل‌نویس تاریخ جهانگشای نیز بود (نک‍ ‍: دنبالۀ مقاله)، به سبب افراط درآوردن واژگان نامأنوس، دور از ذهن و عبارات، اشعار و امثال فراوان عربی این شیوه را به انحطاط کشانید (قزوینی، 1/«ز»؛ بهار، 3/52 -53). از سوی دیگر، تاریخ جهانگشای جوینی کهن‌ترین و شاید نخستین منبع واژگان مغولی دخیل در زبان فارسی است، مانند آقا (1/220)، ارکؤن (3/77)، باورچی (3/72)، بغتاغ (بغتاق) (1/217)، پایزه (1/124)، جرگ (جرک) (1/99)، سـورامیشی (1/162)، سیـورغـامیشـی (1/33)، قراقچی (1/59)، قوبجور (1/22)، قورچی (1/ 89)، قوریلتای (1/31)، گـورگـان (1/137)، نوکر (2/243)، نویان (1/31)، یام (1/22) و واژگان ترکی نوین چون: آلتمغا (1/116)، اُرتاق (1/165)، اردو (1/ 178)، اروغ (1/7)، اغل (3/20)، اولوش (1/66)، اوتوگ (1/10)، اولاغ (1/22)، ایقاق (2/235)، ایلچی (1/10)، اینی (3/16)، باسقاق (1/82)، بهادر (1/224)، بیتکچی (1/34)،تزغو (1/ 79)، تکشمیشی (تگشمیشی) (1/213)، تنگسوق (2/233)، جریک (چریک) (1/75) و جز اینها. پس از جوینی ورود واژگان مغولی و ترکی جدیدتر به زبان فارسی ادامه یافت و در جامع التواریخ رشیدالدین فضل‌الله شمار بیشتری از آن واژگان را می‌توان یافت

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 12:53 |

تاریخِ طَبَری، بزرگ‌ترین و پرآوازه‌ترین اثر مکتوب تاریخیِ بر جای مانده از سده‌های 3-4ق، مشتمل بر یک دوره تاریخ عمومی از آفرینش تا سال 302ق، تألیف محمد بن جریر طبری (د 310ق/923م).
تاریخ طبری در سنت تاریخ‌نگاری مسلمانان، نمونه‌ای خاص
است و نه فقط در شیوۀ تاریخ‌نگاری، بلکه در ساختار تفکر تاریخی مسلمانان و تلقی ایشان از گذشته‌ها نیز تأثیر بسیار داشته است. گرچه در واقع، بخش اعظم تاریخ طبری مجموعه‌ای از آثار طبقۀ اخباریان و تاریخ‌نگاران سلف است و برخی از این آثار، تا سده‌هایی پس از طبری هم وجود داشته‌اند؛ با این همه، اثر سترگ این مورخ و فقیه و مفسر بزرگ ایرانی، به رغم نقدها و انتقادها، در سراسر سرزمینهای اسلامی، از زمان تألیف آن، مأخذی عمده برای درک اوضاع سده‌های نخست هجری بوده است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 12:37 |

تاتار، یکی از اقوام آسیای مرکزی. این نام در متون اسلامی به صورتهای تتار و تتر نیز نوشته شده است (نرشخی، 36؛ گردیزی، 258؛ یاقوت، 1/191؛ شرف‌الدین، 54). این واژه در ادوار مختلف به معانی متفاوت آمده است (بارتولد، V/559).
1. »Pamyatnik v chest' Ton'yukuka«
دربارۀ نسب‌شناسی ترکان و تاتاران، آثار اسلامی نسبت به نوشته‌های یهودیان و مسیحیان از دقت بیشتری برخوردار است (همو، /578(1)II). با این وصف، احوال قوم تاتار را با افسانه‌هایی درآمیخته‌اند و نسب آنان را به یافث بن نوح(ع) می‌رسانند. در اسطورۀ مربوط به ترکان، تاتاران و مغولان آمده است که یافث فرزندی به نام «ترک» داشت که او را «یافث اُغلان» می‌نامیدند که هم‌زمان با کیومرث می‌زیست (شرف‌الدین، 52-53). از اخلاف یافث به نیکی یاد نشده است. اینان به عنوان ویرانگران فرهنگ و تمدن معرفی شده‌اند. مؤلف ایرانی ناشناخته‌ای در سدۀ 6ق/12م از دو فرزند یافث با نامهای ترک و خزر یاد کرده است. به نوشتۀ همین مؤلف، ترک 4 فرزند به نامهای توتِل(تونگ)، چگل، برسخان و ایلک داشت (بارتولد، /578, 579(1)II). شرف‌الدین علی یزدی نامهای این ۴ فرزند را توتک، چکل، برسنجار (برسخان؟) و املاق (ایلاق) آورده است (ص 52)

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 12:1 |

پیـر، اصطلاحی عرفانی به‌معنای‌مرشد و راهنما معادل‌شیخ در زبان عربی، و بابا در لهجه‌های غرب ایران و در زبان ترکی.
واژۀ پیر در متون عرفانی و ادبی فارسی به تنهایی و یا به صورت ترکیباتی همچون پیر طریقت، پیر صحبت و… به فراوانی به چشم می‌خورد. اصطلاح پیر که از دیرباز در میان صوفیان ایران، به ویژه خراسانیان رایج بوده است، در متون فارسی تصوف مربوط به سدۀ ٥ق/١١م همچون ترجمۀ رسالۀ قشیریه، طبقات الصوفیۀ خواجه عبدالله انصاری و پندپیران، بسیار به کار رفته است؛ اما چنین به نظر می‌رسد که در این متون، در غالب موارد واژۀ پیر یا پیران هنوز بار اصطلاحی خود را نیافته، و در این گونه موارد مقصود از «پیران»، بزرگان، پیشروان طریقت و پیش‌کسوتان، و گاه به سادگی، صوفیان، و نه راهنمایان و مرشدان بوده است (مثلاً نک‍‍ : قشیری، ١١، ٢٨، ٣٦، ٤٢، ٤٤، ٥٨؛ خواجه عبدالله، ٢، ٤؛ پندپیران، ٤، ١٢، ١٨، ٢٣)

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 11:56 |

تَرْخان، اصطلاح واژه‌ای ترکی برای لقبی ویژه و عنوانی اشرافی. این اصطلاح پیشینه‌ای کهن دارد و نخستین کاربرد کتبی آن با اندک تفاوتی در صورت آن در سنگ‌نبشته‌های ترکی بر جای مانده است.
در مجموعۀسنگ‌نبشته‌های اورخون، در سنگ‌نبشتۀکول‌تگین1، خاقان گوک ترک2 از اینانچا آپاترقان3؛ و در سنگ ‌نبشتۀ بیلگه‌قان4، خاقان دیگر آن خاندان از آپاترقان و تامان ترقان و بویلاباغـا ترقان5؛ و در سنگ ‌نبشتۀ تونیوقوق6 وزیر آن خاندان، از بویلاباغا ترقان یاد شده است. اما در هیچ‌یک از این 3 منبع، به معنای این اصطلاح و جایگاه و وظایف دارندۀ آن لقب و عنوان اشاره‌ای نشده است. تنها در سنگ‌نبشتۀ بیلگه‌قان، بیگها7 و شادا‌پیتها8 هر دو گروه ترقان نامیده شده‌اند؛ و این بیانگر آن است که ترخان عنوان و لقبی عام‌تر بوده است، یعنی دارندگان مرتبه‌های گوناگون اشرافی و درباری که می‌توانسته‌اند لقب ترخان داشته باشند. در سنگ‌نبشتۀ اونگین9 از بیلگه ایشبارا تمغان ترقان10 نام برده شده که پسر یک یبغو11 بوده است و می‌دانیم که یبغوها رهبران قبیله‌های فرودست خاقان بوده‌اند،

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 11:38 |

 

تِنْگْری، برترین خدای ترکها و مغولهای قدیم، به معنی آسمان و خدای آسمان که با اندک دگرگونیهای آوایی همچون تِنْگِری، تَنْگری، تَنگِرِه، تَنگَرَه، تَنری، تَنَرَه، تانَرَه، تانَری و توره، در میان بیشتر اقوام ترک به همان معنی به کار رفته است (هولمبرگ، 391؛ دورفر، II/578).
تنگری واژه‌ای بسیار کهن، احتمالاً پیش از پیدایش زبان ترکی است که می‌توان اثر آن را در زبان هونهای شرقی یافت. دربارۀ ریشه‌شناسی و چگونگی اشتقاق آن نیز نظریه‌های گوناگونی ارائه شده، اما هیچ‌یک از آنها به طور کامل مورد پذیرش محققان نبوده است(برای نمونه، نک‍ : رو،CIL(1)/59-66). این واژه ظاهراً در اصل به معنی «آسمان مادی» بوده است،

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 11:28 |

تورْفان، نام شهری در جادۀ ابریشم. صورتهای دیگر این
نام در اویغوری:Turpan ، چینی: T’u-lu-fan ، ختنی: Tturpaķnä آمده است؛ همچنین در سغدی تورفان را چینانچ گویند که صورت اصلی آن چینانچکند است.
تورفان در شرق ناحیۀ خودمختار سین کیانگ اویغور ــ که خود غربی‌ترین ایالت چین است ــ در ترکستان چین قرار دارد. این شهر بزرگ‌ترین ناحیۀ آباد در بخش شمالی جادۀ ابریشم است که مساحت تقریبی آن 170 کم‍ ، و گودترین نقطۀ آن 154 متر پایین‌تر از سطح دریا ست. منطقۀ تورفان گنجینه‌ای است از اشیاء تزیینی و متون به زبانها و خطهای متفـاوت (نک‍ : هارماتا، 293؛ قریب، 16؛ ایرانیکا، «سفر تورفان1»، npn. ؛ «تورفان»، .npn ؛ اِمـریک، «استقرار ایرانیـان...2»،‍‍‍271 ؛ نیز نک‍ : لوکوک،

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/29 و ساعت 11:17 |
پایگاه خبری ایتنا نیوز: در مراسم تودیع سفیر ایران در ترکمنستان که با حضور سفرای کشورهای خارجی مقیم ترکمنستان و وزیر امورخارجه این کشور برگزار شده بود، رشید مرداف، معاون رئیس جمهور ترکمنستان تقدیر ویژه ی رئیس جمهور ترکمنستان از آقای فرقانی به جهت تلاش برای توسعه روابط فرهنگی دو کشور را اعلام داشت و گفت: آقای فرقانی در راستای توسعه و گسترش مناسبت های فرهنگی دو کشور کارهای بسیار ارزنده ای را انجام دادند.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در شنبه 1389/01/28 و ساعت 20:44 |
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران، در هفدهمین کنگره بین المللی ارتباطات ICT 2010 که اسفندماه 1388 در دوحه قطر برگزار گردید مقاله آقای دکتر قوشه عابد هوتنی از اساتید ترکمن دانشگاه فردوسی مشهد بعنوان مقاله برتر انتخاب و از ایشان تجلیل بعمل آمد.
پيشكسوتان و متخصصان دنياي ارتباطات و تكنولوژي مخابرات در مورد اهميت ارتباطات و تكنولوژي جديدرا در هتل چهارفصل دوحه قطر به بحث گذاشتند. شركت كنندگان 180 مقاله را در زمينه هاي ارتباطات بي سيمي و نوري ، شبكه و اينترنت ،ارتباطات سنسوري ،سيگنال و تئوري كدينگ ، و اطلاعات كه كميته فني سمينار از ميان مقاله هاي ديگر به دقت برگزيده بودند ارائه نمودند

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در شنبه 1389/01/28 و ساعت 19:52 |
پایگاه خبری ایتنا نیوز: با همکاری سفارت جمهوری اسلامی ایران در ترکمنستان، جلد دوم متن انتقادی ديوان مختوم‌قلی فراغی به قلم نورمحمد عاشور پور و بازخوانی و تطبیق یوسف قوجق منتشر گردید.
یوسف قوجق در گفتگوی اختصاصی با پایگاه خبری ایتنا نیوز با اعلام این خبر گفت: مختوم‌قلی به عنوان پدر شعر ترکمن، منادی وحدت مسلمين و بيانگر آزادانديشی و نوع‌دوستی ترکمن‌هاست.
وی با اشاره به چاپ و انتشار جلد دوم متن انتقادی اين سخنور ترکمن افزود : جلد دوم اين کتاب دارای 350 صفحه است و در آن، علاوه بر چاپ مابقی اشعار، ضمايم از قبيل فهرست اعلام و اسامی خاص، توضيحات مربوطه، مطلع اشعار و توضيحات مفصل در باره اشعار الحاقی درج گرديده است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در شنبه 1389/01/28 و ساعت 13:19 |
معاون سازمان میراث فرهنگی گلستان خبر داد: زین سازی ترکمن در فهرست میراث های معنوی کشور ثبت می شود

Open in new windowپایگاه خبری ایتنا نیوز: معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان، گفت: زین سازی ترکمن در فهرست میراث های معنوی کشور ثبت می شود.
به گزارش پایگاه خبری ایتنا نیوز، رضا پورمهدی به خبرنگار ایتنا نیوز گفت: هرچند بحث میراث معنوی در جهان و ایران نو و تازه است اما در همین مدت اندک نیز با رونق و گسترش زين سازي مي توان از اين صنعت بعنوان يك قابليت فرهنگي و يك جاذبه اقتصادي در توسعه گردشگري براي جذب گردشگران بهربرداري نمود

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در شنبه 1389/01/28 و ساعت 13:5 |
رئیس مرکز ملی فرش ایران: فرش ترکمن یک صنعت بین المللی است

پایگاه خبری ایتنا نیوز: رئیس مرکز ملی فرش ایران گفت: فرش ترکمن یک صنعت بین المللی است و صنعتگران عرصه فرش باید با پیروی از آثار و روش های مرحوم استاد نیازی نسبت به خلق آثار ماندگاری که بیانگر فرهنگ و هنر این مرزو بوم باشد، اهتمام ورزند.
به گزارش خبرنگار اعزامی پایگاه خبری ایتنا نیوز، فیصل مرداسی پیش از ظهر امروز در دومین جشنواره فرش دستبافت استان گلستان در تالار فخرالدین اسعد گرگانی از استان گلستان به دلیل برخورداری از محصولات دامی و کشاورزی، بعنوان استان مستعد برای تولید فرش نام برد و اضافه کرد: استان گلستان در صنعت فرش ایران صاحب نام و قطب تولید است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در شنبه 1389/01/28 و ساعت 12:57 |
برندگان جشنواره بزرگ خوشنویسی جهان اسلام معرفی شدند
در جشنواره امسال در بخش ثلث جلی و نستعلیق خوشنویسان ترک و ایرانی جوایز برتر را از آن خود کردند
 

برگزیدگان هشتمین جشنواره بزرگ خوشنویسی مرکز تحقیقات تاریخ، هنر و فرهنگ اسلامی وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی معرفی شدند.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در شنبه 1389/01/28 و ساعت 12:3 |

‌بُرْهان‌ُ الدّين‌ْ اَحْمَد، دانشمند، شاعر، قاضى‌و از فرمانروايان‌نامدار آسياي‌صغير در سدة ق‌/4م‌. وي‌كه‌به‌برهان‌الدين‌سيواسى‌يا ارزنجانى‌نيز شهرت‌دارد، در 45ق‌/344م‌در شهر قيصريه‌از شهرهاي‌آناتولى‌متولد شد استرابادي‌، 7؛ I/1327 , 2 .EIپدرش‌ شمس‌الدين‌ محمد و نيز نياكانش‌ نسل‌ اندر نسل‌ در قيصريه‌ مقام‌ قضا داشتند همانجا. به‌ نوشتة استرابادي‌ در كتاب‌ بزم‌ و رزم‌ ص‌ 2 اين‌ خاندان‌ ترك‌ تبار و از قبيلة سالور از قبايل‌ اُغوز بوده‌، و همه‌ از متنفذان‌ دربار دولت‌ ارتنا ه م‌ به‌ شمار مى‌رفته‌اند يوجل‌، .38-39
برهان‌ الدين‌ از همان‌ سنين‌ كودكى‌ به‌ تحصيل‌ پرداخت‌ و در مدت‌ اندك‌ زبانهاي‌ عربى‌، فارسى‌، علوم‌ صرف‌ و نحو، معانى‌ بيان‌، منطق‌ و حكمت‌ را فرا گرفت‌ استرابادي‌، 8 -0. در 57ق‌/356م‌ پدر وي‌ بر اثر وقوع‌ ناآراميها در قلمرو دولت‌ ارتنا، ناگزير از ترك‌ قيصريه‌ شد و همراه‌ پسرش‌ به‌ شام‌ رفت‌ و پس‌ از بازگشت‌ به‌ قيصريه‌، برهان‌ الدين‌ را براي‌ ادامة تحصيل‌ به‌ مصر فرستاد همو، 2 -7؛ يوجل‌، 2 º VI/46 .IA, برهان‌ الدين‌ نزد قطب‌الدين‌ رازي‌ و محمد نيلى‌ آموزش‌ ديد همانجاها. وي‌ در 9 سالگى‌ همراه‌ پدرش‌ به‌ حج‌ رفت‌ كه‌ در راه‌ بازگشت‌، پدرش‌ در شهر معره‌ درگذشت‌ و او پس‌ از يك‌ سال‌ اقامت‌ در حلب‌ به‌ قيصريه‌ برگشت‌ و سپس‌ از طرف‌ غياث‌الدين‌ محمد، دومين‌ امير بنى‌ ارتنا، قاضى‌ همانجا شد استرابادي‌، 4-7؛ ، IA همانجا.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 21:18 |


بَرْكيارُق‌، ابوالمظفر (حك 485- ربيع‌الا¸خر 498ق‌/1092- دسامبر 1104م‌)، سلطان‌ سلجوقى‌ و فرزند ملكشاه‌.
كلمة بركيارق‌ كه‌ به‌ شكلهاي‌ بركياروق‌ و بركيارغ‌ نيز آمده‌ است‌ (نك: ابن‌خلكان‌، 1/268؛ صفدي‌، 10/121؛ سبط ابن‌ جوزي‌، 8(1)/8، 12؛جوينى‌، 3/207)؛ نامى‌تركى‌، و مركب‌ از دو جزء«بِرْك‌»و«ياروق‌/ ياروغ‌»، به‌ معنى‌ «فروغ‌ نافذ»، يا «درخشش‌ نيرومند» است‌ (نك: استرابادي‌، 256؛ بخاري‌، 1/74، 292؛ كلاوسن‌، 962 .(361-362,
بيشتر مآخذ موجود، تولد بركيارق‌ را در 474ق‌/1081م‌ در اصفهان‌ دانسته‌اند (ظهيرالدين‌، 39؛ راوندي‌، 138؛ ابن‌خلكان‌، همانجا)، اما در اين‌ صورت‌، او در زمان‌ مرگ‌ پدرش‌ ملكشاه‌ (485ق‌)، 11سال‌ داشته‌ است‌؛ در حالى‌ كه‌ بيشتر منابع‌ او را در زمان‌ مرگ‌ ملكشاه‌ 13 ساله‌ دانسته‌اند (مثلاً نك: ظهيرالدين‌، 35؛ راوندي‌، 139). ابن‌ اثير تولد او را در 471ق‌ آورده‌ (10/112)، و بنداري‌ سن‌ او را در آغاز حكومتش‌، 12 سال‌ گفته‌ است‌ (ص‌ 90). مادرش‌ زبيده‌ خاتون‌، دختر عموي‌ ملكشاه‌ و دختر امير ياقوتى‌ بود (راوندي‌، 134؛ ابن‌ اثير، 10/215). القاب‌ بركيارق‌ را ركن‌الدين‌، ركن‌ الدنيا و الدين‌، برهان‌ اميرالمؤمنين‌، يمين‌ اميرالمؤمنين‌، شهاب‌ الدوله‌، مجدالملك‌ و قسيم‌ اميرالمؤمنين‌ آورده‌اند (معزي‌، 118، 169؛ مجمل‌ ...، 429؛ راوندي‌، 85، 138؛ بنداري‌، 82؛ حسينى‌، 75؛ حسينى‌ يزدي‌، 71؛ ابن‌اثير، 10/229).

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 21:10 |


اُغوزْخان‌
، خاقان‌ افسانه‌اي‌ ترك‌. در پرداختهاي‌ مختلف‌ِ متنى‌ داستانى‌ كه‌ با نام‌ عمومى‌ اغوز نامه‌ شناخته‌ مى‌شود، وي‌ فرمانروايى‌ است‌ كه‌ اقوام‌ گوناگون‌ ترك‌ را گرد آورده‌، به‌ كشورگشايى‌ دست‌ زده‌، و بخش‌ مهمى‌ از جهان‌ آباد را به‌ زير فرمان‌ خود درآورده‌ است‌. همچنين‌ در روايات‌ عصر مغولى‌، وي‌ به‌ عنوان‌ نياي‌ گروهى‌ از طوايف‌ تركمن‌ شناخته‌ شده‌ است‌ كه‌ پنداشته‌ مى‌شد نام‌ قومى‌ خود «اغوز» (شكل‌ معرب‌: غُز) را از اين‌ نيا گرفته‌ بوده‌اند.
در تاريخ‌ زبانهاي‌ تركى‌، واژة اغوز، هم‌ به‌ صورت‌ نام‌ شخص‌ و هم‌ نام‌ قوم‌ به‌ كار رفته‌ است‌ و همگام‌ با شك‌ در اشتقاق‌ واژه‌، در اينكه‌ كدام‌ يك‌ از اين‌ دو كاربرد بر ديگري‌ پيشى‌ داشته‌، نيز ترديد وجود دارد. نمت‌1 اين‌ واژه‌ را از دو بخش‌ِ اُق‌ (= قبيله‌) + (- و)ز z) = ادات‌ جمع‌) به‌ معنى‌ «قبيله‌ها» دانسته‌، و بدين‌ ترتيب‌، عملاً كاربرد آن‌ را به‌ عنوان‌ نام‌ قوم‌ اصل‌ گرفته‌ است‌؛ اما شماري‌ از ترك‌شناسان‌ مانند بانگ‌1 در درستى‌ اين‌ نظريه‌ ترديد نموده‌، به‌ احتمالاتى‌ ديگر روي‌ آورده‌اند (مثلاً نك: بازن‌، 315 به‌ بعد؛ هاميلتون‌، 26 -25 ؛ سومر، .(1-3 به‌ طور كلى‌ در تشكلهاي‌ قومى‌ ترك‌، اين‌ فرايند كه‌ رئيسى‌ نام‌آور، نام‌ خود را به‌ قبيله‌اش‌ داده‌ باشد، امري‌ معمول‌ و متداول‌ است‌.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 20:57 |


آيْبه‌ سُلْطان‌، يا ايبه‌ سلطان‌ بايندر، ابراهيم‌، بيك‌ (مق 904ق‌/ 1499م‌)، از اميران‌ آق‌ قويونلو كه‌ در اواخر حكومت‌ اين‌
سلسله‌ مى‌زيست‌ و در رقابتهايى‌ كه‌ ميان‌ جانشينان‌ يعقوب‌ بيك‌ پسر اوزون‌ حسن‌ بر سر حكمرانى‌ درگرفت‌، نقش‌ مهمى‌ داشت‌. پس‌ از استقرار بايسنقر بر تخت‌ و قتل‌ مسيح‌، عموي‌ بايسنقر، مدعى‌ ديگر حكومت‌، آيبه‌ سلطان‌ كه‌ در قراباغ‌ اران‌ مى‌زيست‌ (خواندمير، 4/438) به‌ مخالفت‌ برخاست‌ و با فريفتن‌ قرق‌ سيدي‌ على‌، كوتوال‌ دژ النجق‌ (قس‌: عالم‌ آراي‌ صفوي‌، 33)، رستم‌ ميرزا پسر مقصودبيك‌ و نوادة اوزون‌ حسن‌ را كه‌ در آنجا زندانى‌ بود، آزاد ساخت‌ ( جهانگشاي‌ خاقان‌، 49، 50) و او را شاه‌ خواند (897ق‌/1492م‌). پس‌ از آنكه‌ بايسنقر به‌ شيروان‌ گريخت‌، آيبه‌ سلطان‌ وارد تبريز شد و رستم‌ را بر تخت‌ نشاند. در 898ق‌/ 1493م‌ آيبه‌ سلطان‌ به‌ فرمان‌ رستم‌ ميرزا با لشكر قاجار به‌ گيلان‌ تاخت‌ و امير عبدالملك‌ حسنى‌ را كه‌ اميرالامراي‌ كاركيا ميرزاعلى‌ بود، گريزاند و سراسر رودبار را به‌ تاراج‌ داد (روملو، 638) و به‌ تبريز بازگشت‌

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 20:20 |


آيْدين‌ اوغولْلَري‌1، خاندانى‌ تركمانى‌ كه‌ از 708 تا 829ق‌/ 1308- 1426م‌ بر ولايت‌ آيدين‌، جنوب‌ غربى‌ آسياي‌ صغير، فرمان‌ راندند. به‌ هنگام‌ زوال‌ دولت‌ سلجوقيان‌ روم‌، قلمرو آنان‌ به‌ 10 اميرنشين‌ كوچك‌ تجزيه‌ شد كه‌ آيدين‌ يكى‌ از آنها بود. از شهرهاي‌ زير فرمان‌ اين‌ خاندان‌، ازمير، اياسلوق‌، آلاشهر، آقچه‌شهر، آيدين‌ (گوزل‌ حصار)، بِرگى‌، بلاط، بزدغان‌، تيره‌، سلطان‌ حصار، صارت‌، نازيللى‌ و ينى‌شهر در خور ياد كردن‌ است‌ (زامباور، .(151 گرچه‌ مركز حكمرانى‌ آنان‌ شهر آيدين‌ بود، اميران‌ اين‌ خاندان‌ بيشتر در شهر برگى‌ اقامت‌ داشتند ( 2 .(EI
آغاز كار: با گمارده‌ شدن‌ محمد بيگ‌، نياي‌ بزرگ‌ خاندان‌ آيدين‌ به‌ منصب‌ امارت‌ لشكر (= سوباشى‌، سباشى‌، صوباشى‌)، در دستگاه‌ امير منتشا، يكى‌ ديگر از اميرنشينهاي‌ دهگانة آسياي‌ صغير، بالندگى‌ و پيشرفت‌اين‌سلسله‌آغاز شد. اينكه‌در پاره‌اي‌منابع‌مانند «نسب‌نامة...2» زامباور (همانجا)، تاريخ‌ الدول‌ الاسلامية (سليمان‌، 396) و برخى‌ از كتابهاي‌فارسى‌، صوباشى‌را معادل‌اميرالسواحل‌و آدميرال‌يااميرالبحر دانسته‌اند، جاي‌ تأمل‌ است‌ (براي‌ اطلاع‌ بيشتر دربارة معناي‌ اين‌ كلمه‌، نك: دورفر، 285 -282 ؛ دائرةالمعارف‌ الاسلامية، ذيل‌ صوباشى‌

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 20:12 |



آلِ قاوُرْد، یا سلجوقیان کرمان، سلسله‌ای منسوب به قاوردبن چَغْری‌بیگ‌بن میکاییل بن سلجوق که حدود 150 سال، از 442ق/1050م تا 583ق/1187م بر کرمان و سیستان و بلوچستان و گاه بر فارس و عُمان فرمان راندند.
سابقۀ تاریخی: برخی از مورخان آغاز حکومت قاورد یا قاورت را 433ق/1042م و برخی 442ق/1050م دانسته‌اند. راوندی (صص 104، 105) می‌گوید: پس از آنکه طُغْرِلِ سلجوقی بر بغداد چیره شد، با بزرگان قوم به تقسیم متصرفات سلجوقیان پرداخت و قاورد، پسر بزرگ‌تر چغری بیگ (برادر طغرل)، حکومت طبس و نواحی کرمان یافت. باتوجه به اینکه طغرل در 447ق/1055م بر بغداد چیره شد، روایت راوندی خالی از تسامح نمی‌نماید؛ وانگهی چون ابوکالیجار دیلمی تا 440ق (ابن اثیر، 9/547) یا 442ق (بوسه، 4/259؛ کرمانی، بدایع، 4) زنده بود و کرمان را زیر نگین داشت، سال 433ق نمی‌تواند درست باشد. شاید بتوان گفت که قاورد پیش از استیلای طغرل بر بغداد و در اواخر زدگی کالیجار، یعنی میان سالهای 442 تا 447ق/1050 تا 1055م حکومت کرمان را در دست داشته و طغرل پس از فتح بغداد، فرمانروایی او را به رسمیت شناخته است؛ اختلافات بسیاری که در سنوات حکومت، تعداد و القاب فرمانروایان این سلسله در منابع مختلف هست، ذکر ارقام و نامهای صحیح را دشوار می‌کند، اما باتوجه به قراین تاریخی، چون غالب روایات کرمانی در بدائع الازمان از اقوال دیگر در این‌باره صحیح‌تر به نظر می‌رسد، در مقالۀ حاضر روایت او پایۀ کار گشته، مگر آنجا که دلیلی قطعی و مستند خلاف آن را ثابت کند

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 19:56 |

بِرْتِلْس‌1، يوگنى‌ ادواردويچ‌ (آذر 1269- مهر 1336/دسامبر 1890 - اكتبر 1957)، خاورشناس‌ بنام‌ روسى‌، از برجسته‌ترين‌ كارشناسان‌ ادبيات‌ ملل‌ آسياي‌ مركزي‌ و صاحب‌ پژوهشهاي‌ فراوان‌ در ادب‌ و تصوف‌ ايرانى‌ و تاريخ‌ فرهنگ‌ و ادبيات‌ آسياي‌ مركزي‌.
وي‌ كه‌ از تباري‌ دانماركى‌ بود، در سن‌پترزبورگ‌ زاده‌ شد و در مسكو درگذشت‌. در آغاز، كوتاه‌ مدتى‌ به‌ حشره‌شناسى‌ گرايش‌ يافت‌ و سپس‌ به‌ حقوق‌ روي‌ آورد. با آنكه‌ تحصيلات‌ خويش‌ را در حقوق‌ و موسيقى‌ به‌ سطحى‌ عالى‌ رساند ( ايرانيكا، ؛ IV/166 III/218 )، GSE, شوق‌ وافر او بيشتر متوجه‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسى‌ و تركى‌ بود. در 1297ش‌/1918م‌ دانشجوي‌ كنسرواتوآر و بخش‌ خاورشناسى‌ِ دانشگاه‌ دولتى‌ پتروگراد شد و در آنجا از استادان‌ بزرگى‌ چون‌ رُماسكويچ‌، فريمان‌، بارتولد و اولنبرگ‌ بهره‌ گرفت‌ ( ايرانيكا، همانجا).
برتلس‌ پس‌ از آنكه‌ تحصيلات‌ خود را در بخش‌ زبانهاي‌ شرقى‌ آن‌ دانشگاه‌ به‌ پايان‌ رساند، در موزة آسيايى‌ آكادمى‌ علوم‌ شوروي‌ سابق‌ - كه‌ سالها بعد به‌ «مؤسسة مطالعات‌ خاورشناختى‌ِ آكادمى‌ِ علوم‌» تغيير نام‌ يافت‌ - شغلى‌ به‌ وي‌ داده‌ شد و تا پايان‌ عمر، به‌ مدت‌ 37 سال‌، در همين‌ موزه‌ به‌ تحقيق‌ و تتبع‌ پرداخت‌ (ايزدي‌، 11). برتلس‌ ضمن‌ پژوهش‌ در اين‌ مركز، پس‌ از يك‌ سال‌، به‌ معلمى‌ زبان‌ و ادب‌ فارسى‌ در «مؤسسة زبانهاي‌ زنده‌» منصوب‌ گرديد و در 1307ش‌/1928م‌ به‌ توصية بارتولد به‌ عنوان‌ استاد زبان‌ و ادبيات‌ فارسى‌ در دانشگاه‌ دولتى‌ پتروگراد برگزيده‌ شد ( ايرانيكا، همانجا).

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 19:16 |

آق قویونلو ، یا بایندریان، آلوس یا اتحادیه قبایل ترکمان در منطقه دیار بکر که از آغاز سده 9ق/15م تا 908ق/1502م (چیرگی صفویان) در آناتولی شرقی و غرب ایران فرمان راندند. این اتحادیه را سران ایل بایندر رهبری می‎کردند.
وجه تسمیه: این واژه مرکب از 3 جزء است: آق (سفید)، قویون (گوسفند)، لو (پسوند دارندکی و نسبت)، روی هم به معنی دارنده گوسفند سفید یا منسوب بدان. واژه آق قویون لو، نخستین‎بار در منابع سده 8/ق14م دیده شده است و در دوره‎های کهن‎تر اثری از آن به نظر نمی‎آید. یکی از نشانه‎های دلبستگی ترکمانان به گوسفند یا وابستگی معیشت آنان به این جانور این است که بیشتر بر سنگ گور خود شکل قوچ می‎کندند. برخی گمان برده‎اند که به روزگار کهن، بر پرچم قبایل قراقویونلو نگاره قوچ سیاه نقش می‎شده است و بر درفش قبایل آق‎قویونلو تصویر قوچ سفید؛ اما این شکل بر پرچم اوزون حسن (د882ق/1478م) پنجمین و نیرومندترین شاهان آق‎قویونلو دیده نشده است (اوزون چارشیلی، 189). مینورسکی («ایران در سده پانزدهم ...»، 16) احتمال داده است که این نام به نماد بتواره‎ای (توتمی) دیرین اینان اشاره داشته است. رأی دیگر این است که این نام به رنگ بیشتر گله‎های گوسفند هریک از قبیله‎های یاد شده اشاره دارد (رویمر، «دوران فترت ترکمانان: تاریخ ایران میان مغولان و صفویان »، 263؛ احمد رعفت، 2/57)، اما دور می‎نماید که یک قبیله بزرگ دامدار بیابانگرد بتواند بیشتر دامهای خود را از یک رنگ دلخواه دست چین کند. دوانی از «علم سفید بایندری» یاد می‎کند که گویا شعار بایندریان بوده است 0ص 54). از این مطلب آشکار نمی‎شود که آیا قبیله آق‎قویونلو به سبب پرچم سفید خود به این نام خوانده شده است یا این بر نوعی بتواره دلالت می‎کرده است

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 17:25 |


آتَشْ، اَحْمَد (1917ـ1966م)، اديب و ايران‌شناس نامدار تركيه. وي در آغچاكوي در ناحية بيرجيك زاده شد. سال ولادت او را در شناسنامه‌اش 1911م ثبت كرده‌اند، ولي آتش خود همواره اظهار مي‌داشته كه در 1917م تولد يافته است. تحصيلات ابتدايي را در مَرْعَش و تحصيلات متوسطه را در قونيه به پايان رساند. در 1935م وارد مدرسة عالي استانبول شد و در همين هنگام در گروه آموزشي زبان و ادبيات تركي دانشكدة ادبيات استانبول نيز به تحصيل پرداخت. وي از محضر فؤاد كوپرولو، راغب خلوصي اوزدن، رحمت آرات، علي نهاد تارلان و احمد اوغلو (كه از استادان و پايه‌گذاران روشهاي نوين آموزش زبان و ادبيات تركي بودند)، سود جست. خود مي‌نويسد: «من زبان فارسي را خود به خود آغاز كردم و در دانشگاه ]استانبول[ از پروفسور ه‍ ريتر و پسر شاعر بزرگ افعان محمود طرزي، آقاي عبدالوهاب زرزي، و استاد علي نهاد تارلان آموختم.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 17:14 |


بَرْخورْدارِ فَراهى‌، متخلص‌ به‌ ممتاز، فرزند محمود تركمان‌، اديب‌، شاعر و قصه‌پرداز سدة 11ق‌/17م‌ كه‌ در دستگاه‌ حاكمان‌ صفوي‌ به‌ منشيگري‌ روزگار مى‌گذراند. دربارة او دانسته‌هايى‌ اندك‌ در دست‌ است‌ كه‌ بيشترين‌ آنها برگرفته‌ از مقدمة وي‌ بر كتاب‌ محبوب‌ القلوب‌ است‌. زمان‌ تولد او را اوايل‌ سدة 11ق‌ حدس‌ زده‌اند (ظهورالدينوف‌، 23؛ ذكاوتى‌، 4، 5) و زادگاهش‌ را به‌ تحقيق‌، شهر فراه‌ دانسته‌اند (ظهورالدينوف‌، همانجا).
برخوردار، چنانكه‌ خود مى‌نويسد، مقدمات‌ علوم‌ را در زادگاه‌ خود فراگرفت‌ و سپس‌ به‌ نويسندگى‌ و شاعري‌ روي‌ آورد (ص‌ 9). او پس‌ از مدتى‌ از فراه‌ خارج‌ شد و به‌ مرو شاهجهان‌ رفت‌ و به‌ خدمت‌ اصلان‌ خان‌ حاكم‌ آن‌ شهر درآمد و زندگى‌ آسوده‌اي‌ را آغاز كرد، ولى‌ پس‌ از دو سال‌ آنجا را ترك‌ گفت‌ و روانة اصفهان‌ گرديد (همو، 10) و منشى‌ حسن‌ قلى‌ خان‌ قورچى‌، حاكم‌ اصفهان‌ (1007-1029ق‌/1599- 1620م‌) شد (همانجا؛ ذكاوتى‌، 1).
برخوردار در اصفهان‌ به‌ پيشنهاد يكى‌ از دوستانش‌، مجموعه‌اي‌ از حكايات‌ شفاهى‌ و كتبى‌ فراهم‌ آورد و آن‌ را رعنا و زيبا نام‌ نهاد (ص‌ 12؛ صفا، 5/1802) و به‌ مرور ايام‌، قصه‌هايى‌ بدين‌ مجموعه‌ افزود تا شمار آنها را به‌ 400 رساند و اين‌ مجموعه‌ را محفل‌ آرا ناميد (ص‌ 13). در اين‌ زمان‌ هواي‌ خراسان‌ به‌ سرش‌ افتاد. ابتدا به‌ زادگاه‌ خود فراه‌ بازگشت‌ و پس‌ از مدتى‌ راهى‌ هرات‌ شد و از آنجا به‌ مشهد و سپس‌ به‌ اُلكاي‌ِ «دُرون‌» (از توابع‌ درگز) رفت‌ (همو، 13-14) و چون‌ در منشيگري‌، مهارتى‌ به‌ دست‌ آورده‌، و منشآتش‌ هم‌ اشتهار يافته‌ بود (نفيسى‌، 1/362)، به‌ خدمت‌ منوچهر بن‌ قرجقاي‌ كه‌ در 1035ق‌/ 1626م‌، از طرف‌ شاه‌ عباس‌ به‌ حكومت‌ آن‌ سامان‌ رسيده‌ بود، درآمد و مدت‌ 3 سال‌ در اين‌ كار بماند (برخوردار، 14؛ اسكندربيك‌، 3/1040؛ ظهورالدينوف‌، همانجا؛ صفا، 5/1803).
در همين‌ احوال‌ يكى‌ از اقوام‌ كُرد ساكن‌ خراسان‌ به‌ نام‌ چمشكزك‌ بر الكاي‌ درون‌ تاخت‌ (برخوردار، 17؛ مردوخ‌، 98). در اين‌ تهاجم‌ اموال‌ بسياري‌ از مردم‌، از جمله‌ محفل‌ آرا، منشآت‌ و ديگر نوشته‌هاي‌ برخوردار به‌ يغما رفت‌ (برخوردار، 22-23).

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 17:5 |

باليم‌ْ سُلْطان‌ (د 922ق‌/1516م‌)، از بزرگان‌ طريقت‌ بكتاشيه‌ و مجدد آن‌ طريقت‌.
از زندگى‌ او آگاهى‌ چندانى‌ در دست‌ نيست‌. سنگ‌نوشتة مورخ‌ 925ق‌/1519م‌ در مدخل‌ آرامگاهش‌ او را «خضربالى‌ بن‌ رسول‌ بالى‌ ابن‌ حاج‌ بكتاش‌ خراسانى‌»، معرفى‌ مى‌كند (زبير، 379-380؛ بيرگه‌، .(57 با توجه‌ به‌ اينكه‌ دوران‌ زندگانى‌ حاج‌ بكتاش‌ در سدة 7ق‌/13م‌، و وفات‌ باليم‌ سلطان‌ در 922ق‌م‌ بوده‌، به‌ سبب‌ فاصلة زمانى‌ طولانى‌، نوشتة كتيبة فوق‌ از لحاظ سنديت‌ تاريخى‌ ضعيف‌ است‌؛ ليكن‌ شاخه‌اي‌ از بكتاشيان‌ كه‌ آنان‌ را چلبى‌ مى‌گويند، او را از تبار بكتاش‌ مى‌دانند («دائرةالمعارف‌...1»، .(V/18
باليم‌ در شهر ديمتوقه‌ از شهرهاي‌ بلغارستان‌ از شاهزاده‌اي‌ مسيحى‌ بلغاري‌ زاده‌ شد (بيرگه‌، .(56 داستان‌ ولادت‌ او در هاله‌اي‌ از ابهام‌، و به‌ افسانه‌ بيشتر شبيه‌ است‌. بنابراين‌ داستان‌، شاهزاده‌ خانمى‌ بلغاري‌ سجاده‌اي‌ بافت‌ و نذر كرد كه‌ با كسى‌ كه‌ روي‌ آن‌ نماز گزارد، ازدواج‌ كند؛ اتفاقاً مرسل‌ بابا و سيد على‌ سلطان‌ - از پيران‌ طريقت‌ - به‌ ديمتوقه‌ آمدند و روي‌ آن‌ سجاده‌ نماز گزاردند. از آنجا كه‌ هر دو نفر سالخورده‌ بودند، شاهزاده‌ از نذر خود چشم‌ پوشيد. در اين‌ ميان‌، مرسل‌ بابا انگشت‌ خود را در ظرف‌ عسل‌ فرو برده‌، در دهان‌ شاهزاده‌ خانم‌ گذاشت‌ و بدين‌سان‌، او را بار دار ساخت‌ (انتخاب‌ اسم‌ «باليم‌» به‌ معنى‌ عسل‌ بدين‌ سبب‌ است‌، نك: همانجا). مادر باليم‌ در آخرين‌ ساعات‌ زندگى‌ فرزند خود او را به‌ خانقاه‌ ديمتوقه‌ كه‌ سيد على‌ سلطان‌ پير آ ن‌ بود، سپرد. باليم‌ سلطان‌ 18 سال‌ در آن‌ زاويه‌ ساكن‌ بود و به‌ همين‌ سبب‌، اين‌ خانقاه‌ به‌ مدرسة باليم‌ سلطان‌ شهرت‌ يافت‌. برخى‌ از روايات‌ بكتاشى‌ باليم‌ را فرزند حقيقى‌ مرسل‌ بابا مى‌دانند كه‌ در 90 سالگى‌ با شاهزاده‌ خانمى‌ بلغاري‌ ازدواج‌ كرد (همانجا

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 16:55 |

باسْماچيان‌، عنوان‌ نهضتى‌ متشكل‌ از گروههايى‌ از مسلمانان‌ آسياي‌ مركزي‌ برضد حكومت‌ شوروي‌ در سالهاي‌ 1335-1344ق‌/ 1917- 1925م‌.
باسماچى‌ در لغت‌ به‌ معنى‌ راهزن‌ و ياغى‌ است‌، اما بيشتر رهبران‌ باسماچيان‌ با وجود اختلافى‌ كه‌ در طيف‌ اهداف‌ آنان‌ ديده‌ مى‌شود، افرادي‌ بودند كه‌ براي‌ آرمانى‌ ملى‌ يا مذهبى‌ مى‌جنگيدند. در طى‌ كمتر از صد سال‌ كه‌ از نهضت‌ باسماچيان‌ مى‌گذرد، اظهارنظرها دربارة بافت‌ فرهنگى‌، زمينه‌هاي‌ پيدايى‌ و علل‌ موفقيتهاي‌ نخستين‌ و شكست‌ نهايى‌ آنان‌ بسيار متفاوت‌ بوده‌ است‌. مورخان‌ شوروي‌ كه‌ همواره‌ جنگ‌ با باسماچيان‌ را به‌ عنوان‌ بخشى‌ از دورة «جنگ‌ داخلى‌» موردبررسى‌ قرار داده‌اند، كوشيده‌اند تا بر ويژگى‌ ياغيگري‌ باسماچيان‌ و تأثير مخرب‌ آنان‌ در اقتصاد منطقه‌ تأكيد كرده‌، نقش‌ دول‌ خارجى‌ چون‌ بريتانيا را در تحريك‌ و حمايت‌ از آنان‌ پراهميت‌ جلوه‌ دهند؛ در حالى‌ كه‌ در برخى‌ از منابع‌ غيرشوروي‌، حركت‌ باسماچيان‌ به‌ عنوان‌ نمودي‌ از پان‌ تورانيسم‌ و گاه‌ به‌سان‌ نمايشى‌ از قيام‌ آزادي‌خواهانة يك‌ ملت‌ ارزيابى‌ شده‌ است‌ (مثلاً نك: پاكسوي‌، .(npn. به‌ هر روي‌، چنين‌ مى‌نمايد كه‌ گروههاي‌ باسماچى‌ تشكلهايى‌ با خاستگاههاي‌ اجتماعى‌ متنوع‌ و اهدافى‌ متفاوت‌ بوده‌اند كه‌ در برهه‌اي‌ از زمان‌ به‌ ائتلافى‌ سياسى‌ - نظامى‌ دست‌ يافته‌، و سالى‌ چند با وجود پاره‌اي‌ اختلافات‌ داخلى‌ در جبهه‌اي‌ واحد جنگيده‌اند.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 16:48 |
ترکمني

تُرْکَمَنی، از زبانهای ترکی نو. زبان ترکمنی، براساس تقسیم‌بندی کامری (IV/188)، از شاخۀ ترکی جنوبی یا جنوب غربی(اُغوز) و هم‌خانواده با زبانهای ترکی آذری یا آذربایجانی (شامل خلجی و قشقایی)، تاتاریِ کریمه‌ای، سالار و ترکی عثمانی (شامل ترکی بالکان و گاگائوز) است (نیز نک‍ : ایرانیکا، I/910, III/245؛ کمبل، II/1697؛ تکین، IX/4783؛ گرت، 123). ترکمنهای سوریه، اردن و عراق درواقع به ترکی آذری سخن می‌گویند. زبان ترکمنهای تبت نیز احتمالاً زبان ترکی دیگری است (کامری، IV/190).

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 16:23 |
 تركان خاتون

تَرْکانْ‌خاتون، ترکان یا درست‌تر ترکن (د ح 630ق/ 1233م)، نام یا لقب همسر سلطانْ تکش و مادر سلطان محمد خوارزمشاه. وی از سوی تاریخ‌نویسان به خردمندی، حسن تدبیر و بخشندگی و در عین حال، به سنگ‌دلی، خون‌ریزی، خودخواهی، قدرت جویی و خوش‌گذرانی مشهور و منسوب شده است. واژۀ ترکان، که در برخی نوشته‌ها به صورت تُرکان و یا تورگان ضبط شده است، از جمله در ترجمۀ کتاب چنگیزخان ولادیمیرتسف (ص 157) که معلوم نیست این اشتباه از مؤلف است یا مترجم فرانسه و یا مترجم فارسی، در زبان ترکی کاربرد کهن دارد و در آغاز عنوان و لقبی شاهانه و درباری بوده، سپس به ملکه و همسر خاقان (خاتون) اطلاق شده است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/26 و ساعت 16:12 |
 
«فرش براي خودش يك فرهنگ خاص دارد و هر نقش آن هم معنايي ويژه خود. من 50 سال زحمت كشيدم تا بفهمم معناي نقش‌ها و نقش‌پايه‌ها چيست.»

اين گفته‌هاي استاد نياز‌محمد نيازي، استاد مسلم فرش تركمن است كه سال‌هاي متمادي بر روي طراحي فرش تركمن كاركرده و موفق به احياي آن شده است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در چهارشنبه 1389/01/25 و ساعت 17:54 |

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران، سید منصور باقری در گفتگو با خبرنگار مهر در گنبد افزود: این شهر تاریخی با قدمتی چند هزار ساله به اندازه یک شهر تازه تاسیس موزه برای نمایش آثار و داشته های تاریخی و فرهنگی ندارد.
وی اظهار داشت: این درحالی است که پیشینه فرهنگی این شهر که میراث دار شهر تاریخی جرجان و بلندترین برج آجری جهان است برکسی پوشیده نیست.
وی اظهار داشت: کمبود امکانات گردشگری و فضاهای مناسب موجب شد تا نتوانیم پشتوانه تاریخی، فرهنگی و هنری مردمان این قوم را به طوری موثر و زیبا به نمایش بگذاریم.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در چهارشنبه 1389/01/25 و ساعت 17:15 |

معرفى و نقد

سفرنامه ابن فضلان

محمدرضا بارانى1

درآمد:

سفرنامه نويسى سابقه ديرينه اى دارد. و برخى مناطق و سرزمين ها به دليل برخوردارى از ويژگى هاى دينى، سياسى، اقتصادى و... جذابيت بيشترى براى سفر داشته، از اين رو سفرنامه هاى چندى درباره آن مكان ها به نگارش درآمده است. امّا برخى سرزمين ها نيز به دليل دشوارى راه و يخبندان بودن مورد استقبال جهانگردان قرار نگرفته كه از جمله آن ها مناطق شمال خزر مى باشد. رساله ابن فضلان گزارش سفرى به بالارود تا نزديكى مسكو است. هدف اصلى اين گروه، آموزش احكام اسلامى، ساخت مساجد و كمك به مسلمانان در برابر خزرى ها بوده است. نويسنده در اين گزارش به مسائل سياسى، اقتصادى، دينى، جغرافيايى، فرهنگى و آداب و رسوم توجه مناسبى كرده و اطلاعات ارزشمند و منحصر به فردى را ارئه كرده است و با رعايت اختصار و نكته هاى ادبى و ارائه آمار، توصيف درخورى از مسير سفر خود بيان كرده است. در اين نوشتار به معرفى اين رساله پرداخته شده و در پايان به نكته هاى بايسته اين سفرنامه كه مورد توجه نويسنده قرار نگرفته اشاره گرديده است

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در دوشنبه 1389/01/23 و ساعت 17:59 |
كتاب زبدة التواريخ (اخبار امراء و پادشاهان سلجوقي )، اثر صدر الدين ابوالحسن علي بن ناصر بن علي حسيني،زمان تاليف ربع اول قرن هفتم هجري.با مقدمه هايي از دكتر محمد نور الدين،ضياءالدين بونياتوف(رئيس آكادمي علوم آذربايجان ) مصحح متن عربي دكتر محمد نور الدين،مترجم : رمضان علي روح الهي ناشر: انتشارات ايل شاهسون بغدادي. تاريخ نشر سال ۱۳۸۰

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در یکشنبه 1389/01/22 و ساعت 12:26 |

علم حدیث قدیمی ترین علوم اسلامی است.علم حدیث با حضرت محمد( ص ) آغاز شده و در طی زمان به کمال رسیده است.می توان گفت که این علم، از همان آغاز  مسیرترقی رابدون توقف طی نموده وامروزه ضمن خدمت به انسانیت، به تكامل خود ادامه مي دهد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در شنبه 1389/01/21 و ساعت 10:51 |

گزارش تصویری از آخرین کلاس مختومقلی خوانی بنیاد مختومقلی فراغی گنبد

 به گزارش خبرنگار سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ، آخرین جلسه کلاس روخوانی، تحلیل و بررسی دیوان مختومقلی فراغی در روز سه شنبه 17 مرداد با حضور مسئولین بنیاد مختومقلی فراغی گنبد و مدیر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گنبد و دیگر اساتید دانشگاه و شاعران و فعالین منطقه برگزار شد.
قابل ذکر است که کلاس روخوانی و تحلیل و بررسی دیوان اشعار مختومقلی فراغی به مدت یک سال توسط بنیاد فرهنگی مختومقلی فراغی گنبد برگزار می شد و بزودی نیز کلاس روخوانی و تحلیل و بررسی کتاب لیلی و مجنون از  آثاربرگزیده نورمحمد عندلیب که به کوشش آقای چرکز اونق تهیه شده است، برگزار می گردد

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در سه شنبه 1389/01/17 و ساعت 10:46 |
تاریخ ایران پس از اسلام : دوران سلجوقیان(عصر طلایی ایران)

دوران سلجوقيان بدون شک تابناک‌ترين دوره تاريخي ايران است. اين عصر اوج تمدن اسلامي ايران است. اهميت آنرا مي‌توان اينگونه خلاصه کرد. 

1- بنيان‌گذاري دانشگاه: نظاميه‌هايي که شهيد خواجه نظام‌الملک پديد آورد. منشاء و سرمشق دانشگاه‌هاي امروز جهان است. دانشگاه‌هاي نظاميه، آموزشگاه‌هايي بودند، با فرصت تحصيل رايگان، راتبه‌هاي کافي براي مدرسان، کتابخانه‌هاي معتبر و رشته‌هاي تحصيلي مشخص با سازماني درست. رشته‌هاي تحصيل عبارتند بودند از: فقه – حديث – تفسير – علوم ادبي – رياضيات – نجوم – طبيعيات و حکمت. 
2- گسترش و رواج زبان ادبي فارسي و فرهنگ ايراني به طور کلي نقش بسيار برجسته‌اي ايفا کرد. سياست داخلي آنان در دست وزيران و مشاوران دانشمندي بود که براي ترقي جامعه ايراني از هيچ کوششي خودداري نمي‌کردن

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در دوشنبه 1389/01/16 و ساعت 18:40 |

 

«تواريخ عمومي ـ اوايل دوره سلجوقي ـ سلسلـة ‌النسبها و تذكره‌ها»


 

معصومه ذوالفقاريان
آموزش و پرورش دامغان
منبع : سخن سمت شماره ۱۵

مقدمه
از مهم‌ترين دوره‌هاي تاريخي ايـران پس از اسلام، عصر سلاجقه بزرگ است. در قرنهاي چهارم و پنجم هجري قمري، نبود قدرت ايراني و مسلمان، باعث تسلط قوم ترک‌نژاد بر اين سرزمين گرديد. اولين نيروي ترک حاکم بر ايران، غزنويان بودند. هرچند آنان پايگاه مستحکمي در ايران نداشتند، راه را براي ترکان هم نژاد خود يعني سلجوقيان هموار ساختند. آنان نخستين دگرگوني را در جمعيت ايران ايجاد کردند، زيرا اقوامي بيابانگرد بودند و به صورت گروهي از جانب ماوراءالنهر به سوي دشتهاي ايران هجوم آوردند. در قلمرو اين حکومت دو رويکرد رخ داد: نخست، حاکميت ترکان بود که باعث اعمال قدرت در بخشهاي مختلف گرديد. دوم، ايرانيان در حکومت سلجوقيان نقش ديوان‌سالار را داشتند

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در دوشنبه 1389/01/16 و ساعت 17:57 |
العراضة فی الحکایة السلجوقیه
 محمد بن محمد بن محمد بن نظام حسيني يزدي  ,  تصحيح: مريم ميرشمسي
تاريخ چاپ: 1388
ناشر: موقوفات افشار

کتاب العراضه متني است از اوائل قرن هشتم در تاريخ سلاطين سلجوقي که در شمار متون اصلي تاريخ اين دولت بزرگ است.

کتاب العراضة فی الحکایة السلجوقیه از محمد بن محمد بن محمد بن نظام حسینی، از سادات عریضی یزد است که که آن را حوالی 710 یعنی به روزگار سلطان محمد خدابنده در تاریخ سلجوقیان نوشته است.

این کتاب همراه با تاریخ الجایتو و کتاب سمط العلی در یک مجلد در سال 752 کتابت شده و نسخه آن در ایاصوفیه برجای مانده است. دو نسخه دیگر نیز از آن وجود دارد که چاپ فعلی بر اساس آن سه نسخه است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در دوشنبه 1389/01/16 و ساعت 17:8 |
 
شرق‌شناس مشهور روسيه درگذشت

خبرگزاري فارس: باستان‌شناس و شرق‌شناس معروف روسيه، در سن 81 سالگي در شهر سن‌پترزبورگ روسيه درگذشت.

به گزارش خبرنگار فارس در عشق‌آباد، "واديم ماسيون " از چهره‌هاي سرشناس علم باستان شناسي جهاني، كارشناس ارشد، محقق و مورخ آسياي مركزي و قلعه نسا، دوران پارتها، اشكانيان و ايران زمين بود كه بسياري از آثار وي به زبان‌هاي خارجي ترجمه شده و در مراكز آموزشي عالي بسياري از كشورها تدريس مي‌شود.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در دوشنبه 1389/01/16 و ساعت 12:21 |
قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی، به عنوان سده های زرین ادبیات ترکمن شناخته شده اند.این قرون به لحاظ مسائلی که ادبیات مطرح می نماید ،از منظر محتوای راه حل هایی که در میان می نهد ،از زاویه ی درجه و جایگاه هنری، و ارتباط و بستگی به مردم، در پیش چشم قرار می دهد، امروزه هم ارزش های خود را حفظ نموده است و به عنوان نمونه و الگویی برای ادبیات ترکمن، هنوز نیز، زنده و پویا می باشد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در شنبه 1389/01/14 و ساعت 12:3 |
چاپ جدید اثر حماسی مشهور ملا نفس << زهره و طاهر >> منتشر شد. به مناسبت دویستمین سال تولد ملا نفس،چاپ جدیدی از اثر حماسی << زهره و طاهر >> شاعر کلاسیک برجسته ی ترکمن ، در ترکمنستان منتشر گردید.کتاب توسط سازمان انتشارات دولتی ترکمنستان، بر اساس نسخ خطی موجود در مجموعه ی دستنوشته های آکادمی علوم ترکمنستان، فراهم آمد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در شنبه 1389/01/14 و ساعت 9:15 |
رنگهایی از آناتولی
هنر قلمکاری در آناتولی
 

هنر قلمکاری برای تزیین پارچه، دیوار و اشیا فلزی بکار میرود. همانطوریکه به نقش آفرینی های ظریفی که با قلم مو بر روی پارچه های لطیفی چون روسری انجام میشود، قلمکار گفته میشود، در معماری نیز هنر رسم نقوش رنگارنگ تزیینی با فرچه بر روی سطوح ملاط کاری شده چون دیوار، طاق و قبه، قلمکار نامیده میشود. فرق آن با نقاشی های"فرسکو" آنست که "قلمکاری" که بر روی سطح ملاط کاری شده خشک انجام گرفته نسبت به "فرسکو" از عمق کمتری برخوردار بوده و در سطح خارجی تری است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در پنجشنبه 1389/01/12 و ساعت 9:24 |


توضیح:
این مقاله چند سال قبل توسط دوست فاضلم آقای خدابخش قربانپور بعنوان تحقیق درسی در مقطع كارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد تهیه شد. مقاله در اصل مشتمل بر دو بخش بود كه جهت اختصار از آوردن فصول چهارگانه بخش اول: معانی تفسیر از نظر لغوی و اصطلاحی، تاریخ تحول علم تفسیر، انواع تفسیر و روشهای تفسیر اجتناب شد.
از جناب قربانپور كه اجازه چاپ این تحقیق را دادهاند، تشكر مینماییم و توفیقات علمی بیشتر برای ایشان و بهروزی برای خانواده معززشان را خواهانیم. محمد قج

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در چهارشنبه 1389/01/11 و ساعت 19:38 |


کتابخانه بزرگ حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمته الله- “گنجینۀ جهانی مخطوطات اسلامی”

جلد اوّل*

نگارش حسین متقی
به سرپرستی سیّد محمود مرعشی نجفی

قم – ایران 1381 ش /1423 ه

تصویرهنری دو سوی جلد: برگ آغازین نسخه خطی شماره 277 با عنوان؛ «کتابچه ثبت اعمال دیوانی دولت عثمانی»

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در چهارشنبه 1389/01/11 و ساعت 9:53 |
افسانه های آناتولی
"شیرین و فرهاد" و "آینالی ماغارا"
 

در این قسمت از سری افسانه های آناتولی به شرح افسانه ای از شهر آماسیا یکی از شهر های زیبای آناتولی، دیار افسانه هایی که در طول قرن ها از زبانی به زبان دیگر و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته خواهیم پرداخت. این افسانه از عشق "شیرین و فرهاد" حکایت میکند. فرهاد یکی از معروف ترین نقاشان دوره حاکمیت پرس ها در آناتولی بود. زندگی او پدید آوردن نقش و نگارهای زیبا بر روی دیوارهای کاخها و کوشک ها بود. شیرین نیز خواهرِ خانِ آماسیا بود

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط محمد قجقی در سه شنبه 1389/01/10 و ساعت 20:13 |
درباره ما

وبلاگ رسمی بنیادمختومقلی فراغی

اسامی هیئت مؤسس به ترتیب الفبا
1- دکتر رحمت قاضیانی
2- محمد قجقی
3- مهندس عبدالمجید قزلجه
4- نورمحمد نمازی
5- عبدالرحیم نیازی ساعی


نويسندگان
موضوعات
آرشيو

All Rights Reserved by pyragy.Blogfa.com © 2010

Design By: www.NovinWebGostar.com

 RSS